مرتضى راوندى

72

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دين ايرانيان « دين ايرانى در دورهء باستان همان دين سادهء آريايى طبيعت‌پرستى بود . سرسلسلهء بغان آسمان بود كه به اسامى خداوند ، اهورامزدا ، يا دانا خوانده مىشد . پس از چندى اين جلوه‌هاى برترين نيرو در اهورمزد ( خداى دانا ) تجلى نمود . پس از آسمان مهر يا ميترا در ايران و هند مورد پرستش قرار گرفت . در سرزمينهاى آريايى ، مهر ، خداوند چراگاههاى پهناور بود ، ستونهاى خانه‌هاى بلند و چهارچوبهء در را استوار مىساخت ، از خانه‌اى كه خشنود بود و به مردمى كه مورد محبت او بودند رمهء گاو و گوسفند و فرزندان پسر ، زنان زيبا و گردونه و بالشهاى خوب گسترده مىبخشيد . نام اين خدا به معناى پيمان نيز بود و با هزار گوش و ده‌هزار چشم مراقب بود كه پيمان‌شكن را بيابد و به كيفر برساند . هر بيچاره‌اى كه حقش را ربوده بودند به اين ايزد دادگر متوسل مىشد و با دستهاى برآورده او را مىخواند و با نذر و با نوشابهء هوم « 127 » از او استمداد مىنمود . » « 128 » به عقيدهء گوردون چايلد : . . . هدف مذهب در شرق ، تأمين ماديات زندگى بوده است . پرستش خداوند براى تقويت حس پرهيزكارى ، پاكدامنى و يا آسايش خاطر خداوند نبود ، بلكه اعمال مذهبى را براى خوبى محصول ، باران مساعد ، پيروزى در جنگ ، كاميابيهاى عاشقانه ، توفيق در معاملات مالى ، داشتن اولاد ، به دست آوردن ثروت و تأمين سلامت انجام مىدادند . مصريها زندگى جاودانى را دنبالهء زندگى اين دنيا مىپنداشتند . . . مصريان از زمان بناى اهرام به روز حساب و پاداش اعمال عقيده داشتند . . . مسألهء جاودان زيستن كه سابقا از امتيازات مخصوص پادشاهان و بزرگان بود ، تقريبا عمومى شد و در واقع كسانى كه توانايى پرداخت حق العمل مومياگران و عمليات ساحران را براى سفر به آسمان داشتند ، يعنى طبقهء متوسط ، از اين امتيازات عمومى برخوردار مىشدند . پهلوى دروازه‌هاى بهشت درهاى جهنم گشوده مىشد . پادشاه كه خود مقام خدايى داشت و بزرگان كشور نيز به داورى ارواح گردن نهادند . در هزارهء دوم قبل از ميلاد براى توجه مردم به تقوى و پارسايى آشكارا از وحشت و عذاب دوزخ سخن مىگفتند . يك مرد مصرى كه تمكنى داشت مىتوانست تذكرهء عبور ساحرانه‌اى خريدارى كند و به كمك آن از مقابل محكمهء هول‌انگيز دوران بگذرد . در كتيبهء مصرى ورقه‌اى كه حاوى رأى برائت گناهكار بود ، مىفروختند . نام خريدار در محلى كه به‌همين منظور خالى گذاشته شده بود نوشته مىشد . پاره‌اى از افسونها نداى وجدان را نيز خاموش نمىكرد و

--> ( 127 ) . هوم : درختچه‌اى از تيرهء گنتاسه كه جزء تيره‌هاى نزديك به مخروطيان است . در تداول عامه « ريش بز » نيز گويند . . . آرياييان قديم گياه مزبور را مقدس مىدانستند و عصارهء آن را مىجوشانيدند . . . و بر آن بودند كه شيرهء آن روح را فرح مىبخشد . . . [ فرهنگ معين ] . ( 128 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 33 ( به اختصار ) .